زندگی نامه ی شهید رقیه محمودی
شهدای دانش آموز میانه
شهدای دانش آموز میانه

نرم افزار اندروید شهدای دانش آموز میانه

.::. نرم افزار اندروید (apk) جبهه مجازی .::.

    http://up.gebhemajazi.ir/view/550848/3834793128.gif

    بر روی عکس کلیک کنید...


    دانلود مستقیم با استفاده از کد QR

    http://up.persianscript.ir/uploadsmedia/2f99-index.png

لوگوی حمایتی جبهه مجازی

همسنگران جبهه‌ مجازی

    http://up.gebhemajazi.ir/view/584406/logoo-4.jpg

    http://up.gebhemajazi.ir/view/584415/%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%B1.jpg

    http://up.gebhemajazi.ir/view/584471/%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87%20%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7.jpg

    http://up.gebhemajazi.ir/view/584405/logoo-1.jpg

    http://up.gebhemajazi.ir/view/584413/%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg

    http://up.gebhemajazi.ir/view/584411/%D8%B9%D9%84%D9%82%D9%85%D9%87.jpg

    http://up.gebhemajazi.ir/view/584414/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF%20%D9%85%D9%87%D8%AA%D8%A7%D8%A8.jpg

    http://up.gebhemajazi.ir/view/584410/%D8%B9%D8%B7%D8%B1%20%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7.jpg

    http://up.gebhemajazi.ir/view/584409/%D8%AE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1.jpg

    http://up.gebhemajazi.ir/view/584417/%D9%85%D8%B9%D8%A8%D8%B1%20%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C%20%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D9%86.jpg

    https://rozup.ir/view/3317505/akbarnaseri.png


.::.ابزار های جبهه مجازی.::.


    ساعت جبهه


کلیپ‏‏‎منتخب‎جبهه



    http://up.gebhemajazi.ir/view/1501498/%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87.gif

     

درباره سایت

Profile Pic
*بسم الله الرحمن الرحیم* بسم رب الشهدا والصدیقین* من محمد عراقی زرنقی فرماندهی اولین جبهه مجازی میانه (مدیرسایت) یا سایت شهدای دانش آموز میانه هستم.

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 1
  • بازديد امروز : 2,300
  • بازديد ديروز : 2,314
  • آي پي امروز : 51
  • آي پي ديروز : 128
  • ورودی امروز گوگل : 7
  • ورودی گوگل دیروز : 47
  • بازديد هفته : 4,734
  • بازدید ماه : 9,516
  • بازدید سال : 138,843
  • كل بازديدها : 1,795,361
  • ای پی شما : 3.229.142.91
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 84
  • كل مطالب : 739
  • كل نظرات : 125
  • امروز : چهارشنبه 05 آبان 1400

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟



عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
1 355 sakbari
0 1147 mehran19
0 1600 admin
0 1700 admin
0 1562 admin
0 1573 maryam
0 1525 milad225
0 1375 maryam
0 1426 admin
0 1452 admin

صفحات انجمن :

بازدید : 1378 | تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392 زمان : 7:40 | نظرات ()

نام و نام خانوادگی : رقیه محمودی                         

تاریخ تولد : 1350 نام پدر : میرحمزه  

 تاریخ شهادت 12/11/65

شماره شناسنامه : 24710                                    

محل شهادت : دبیرستان زینبیه

شهیده رقیه محمودی در فصل پائیز و برگریزان متولد شد. مقاطع ابتدائی و راهنمایی را گذراند و وارد دبیرستان شد.

با انتخاب رشته انسانی در زینبیه شروع به تحصیل کرد و در روز دوازدهم بهمن در اثر اصابت ترکش به گلویش به شهادت رسید.

در مورد زندگی شهید محمودی مادر چنین می گوید:

رقیه یک اخلاق بخصوص داشت از در که وارد می شد تا نمازش را نمی خواند غذا نمی خورد. او تک بود در اخلاق و در همه چیز ، با خوشی و مهربانی رفتار می کرد . روزی که دبیرستان زینبیه بمباران شد. بچه هایم از مدرسه آمدند اما رقیه نیامد و برادرش و پدرش و دامادمان بدنبالش رفتند اما پیدا نکردند, به تبریز رفتیم آنجا هم نبود . وقتی به حیاط بیمارستان شهرمان رفتیم و جنازه شهدا را روی زمین دیدم پاهایم دیگر طاقت راه رفتن نداشت حالم خیلیبد شده بود .

من به خاطر رقیه ناراحت نبودم به خاطر تعداد زیاد شهدا ناراحت بودم. رقیه جزو زخمیها هم نبود .

قبل از پیدا کردن جنازه اش، او را در خواب دیدم به من گفت : مادر چرا در تبریز به دنبال من می گردید ما را در سردخانه گذاشته اند؛ با حالت گریه از خواب بیدار شدم و به همراه پدر و برادرش به سردخانه رفتیم هشت تا شهید آنجا بود که نفر آخر دخترم بود! که این را از کفش و گوشواره هایش فهمیدم.

دخترم آرام خوابیده بود و گلویش خونینی بود. بعد از تشییع جنازه, پدرش به همراه چند نفر با دستان خودش او را دفن کرده و به خاک سپرد.

من زمان جنگ از خدا خواسته بودم که به من فرزند پسری بدهد تا او را به جبهه بفرستم و آرزو می کردم همواره در راه خدا کاری انجام بدهم. و رقیه با شهادت خودش ما را سرافراز کرد.

یکی از مادران شهید که در همسایگی ما است, خیلی بی تابی می کرد و زیاد گریه می کرد. یکبار دختر او را در خواب دیدم. یک چمنزار پر گل بود. دخترهای شهید دسته دسته کنار هم نشسته بودند اما این دختر جدا از بقیه بود همه سفید پوشیده بودند. من از او پرسیدم: چرا پیش بقیه نمی روی؟ گفت: بروید به مادرم بگوئید این قدر گریه نکند و دوستانم مرا در جمع خودشان راه نمی دهند. من این خواب را به مادرش گفتم.

برادر کوچک شهیده می گوید: من خواهرم را خیلی دوست داشتم. قبل از بمباران در رادیو عراق گفته بودند دانش آموزان زینبیه به جبهه ها خون داده اند باید جان هم بدهند. خواهرم همیشه از من مواظبت می کرد. با ما بازی می کرد .

و مادر با این جمله به صحبتهایش پایان می دهد:

«من افتخار می کنم که مادر شهیده هستم. »


                                                روحش شاد و راهش پر رهرو باد

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]